به مناسبت سالروز شهادت سردار بدر مهدی باکری
گفتم: کجا؟ گفتا: به خون
گفتم که کی؟ گفتا: کنون
گفتم: چرا؟ گفتا: جنون
گفتم: مرو ... خندید و رفت ...

گفتم: کجا؟ گفتا: به خون
گفتم که کی؟ گفتا: کنون
گفتم: چرا؟ گفتا: جنون
گفتم: مرو ... خندید و رفت ...



مقدمه:مردی در روایات
سزاوار است که مقدمه را با جمله ای از منادی وحدت اسلامی _ علامه مجاهد امینی(ره) _ درباره ی او بیاغازیم که :« الخمینی ذخیرة الله للشیعة.»
عطش روح بلند پرواز انسان حق پو و حقیقت جو در درک ابعاد شخصیت شگرف مردی که حماسه مجسم اعصار است با روایتی که جد مطهر او امام هفتم _ امام موسی کاظم"ع"_ در فضای تاریخ طنین افکنده است اوج می گیرد. هر چند در درک فلسفه قیام این «آفتاب خونین انقلاب» چونان بارقه نوری، روشنفکری می کند و شناخت می بخشد:
"رجل من اهل قم یدعوا الناس الی الحق، یجتمع معه قوم کزبر الحدید لاتزلهم الریاح العواصف و لایملون من الحرب، و لایجبنون، و علی الله یتوکلون و العاقبة للمتقین."
ترجمه: مردی از اهل قم بهم می رسد، مردم را به «حق» ( و یاری آن) فرا خواند، گروهی با او همراهی کنند که چونان قطعه های آهن باشند، تندبادها آنان را تکان ندهد و از جنگ به ستوه نیایند و از چیزی ترس به دل راه ندهند و با توکل بر خداوند به پیش تازند و همواره پیروزی نهائی از آن تقوی پیشگان است.
ما بر آنیم که ابعادی نا شناخته از شخصیت اسوه و قدوه ی زمانمان، مقتدا و مرادمان، مرجع و ملجامان را از زبان یاران و نزدیکان امام تقدیم شما نماییم که خود با پیروی از رهنمودهای پیامبر گونه «روح الله» مردی از سلاله پاک انبیاء صاحب عزم، مسیر تاریخ را عوض کردند و روح مسیحیایی او را در کالبد خونگرفته انقلابشان دمیدند و خود شهید و شاهد و اسوه ای بر حماسه شگرف پیروزی عمیق اسلام عزیز در ساختن انسان های بی مثال تاریخ شدند، باشد تا بر اساس:« ولقد کان فی رسول الله اسوة حسنة...» در درس آموزی از ابعاد شگرف شخصیت اسوه ی مبارک روزگارمان حضرت روح الله، از یکدیگر سبقت جوییم. انشاء الله ...