برداشتهاي غلط از انتظار فرج

به حسب رأي اين جمعيت، كه بعضيشان بازيگرند و بعضيشان نادان، اين است كه ما بايد بنشينيم، دعا كنيم به... آمريكا ... و ... اذنابشان... و امثال اينها تا اينكه اينها عالم را پر كنند از جور و ظلم و حضرت تشريف بياورند. بعد حضرت تشريف بياورند، چه كنند؟ حضرت بيايند كه ظلم و جور را بردارند؛ همان كاري كه ما مي كنيم و ما دعا مي كنيم كه ظلم و جور باشد! ...
بله، البته آن پر كردن دنيا را از عدالت، آن را ما نمي توانيم [پر] بكنيم. اگر مي توانستيم، مي كرديم، اما چون نمي توانيم بكنيم ايشان بايد بيايند؟! الآن عالم پر از ظلم است. شما يك نقطه هستيد در عالم. عالـم پـر از ظلـم است. ما بتوانيم جلوي ظلم را بگيريم. بايد بگيريم؛ تكليفمان است. ضرورت اسلام و قرآن [است]، تكليف ما كرده است كه بايد برويم همه كار را بكنيم. اما نمي توانيم بكنيم؛ چون نمي توانيم بكنيم، بايد او بیايد تا بكند؟! ...
***
حرف اضافه: دوست خوب احمدی نژادیمان جناب آقای هادی سلطانیه به آن جواب بنده ( که در پست "آقای احمدی نژاد!" وبلاگ مصائب نوشتم) به نظراتشان که در پست "پنج دلیل ناتوانی اسرائیل در حمله به ایران" موجود است، واکنش عمیقی نشان داده اند! و یک پست کامل از وبلاگشان را به «پاسخ یکطرفه» ی خودشان به بنده اختصاص داده اند! ای کاش حداقل مثل آن مباحثه ی ما با این دوستان، نوشته های طرف مقابل هم نمایش داده می شد تا مورد قضاوت قرار می گرفت.






به نام خالق لوح و قلم