روابط سالم و متقابل رهبر و مردم (از دیدگاه امام علی"ع")
مردم! از پست ترین حالات زمامداران در نزد صالحان این است که گمان برند آنها دوستدار ستایش اند، و کشورداری آنان بر کبر و خودپسندی استوار باشد، و خوش ندارم، در خاطر شما بگذرد که من ستایش را دوست دارم، و خواهان شنیدن آن می باشم.
سپاس خدا را که چنین نبودم و اگر ستایش را دوست می داشتم، آن را رها می کردم به خاطر فروتنی در پیشگاه خدای سبحان، و بزرگی و بزرگواری که تنها خدا سزاوار آن است.

گاهی مردم، ستودن افرادی را برای کار و تلاش روا می دانند. اما من از شما می خواهم که مرا با سخنان زیبای خود مستایید، تا از عهده وظایفی که نسبت به خدا و شما دارم بر آیم، و حقوقی که مانده است بپردازم، و واجباتی که بر عهده من است و باید انجام گیرد اداء کنم. پس با من چنانکه با پادشاهان سرکش سخن می گویند، حرف نزنید، و چنانچه از آدم های خشمگین کناره می گیرند دوری نجویید، و با ظاهر سازی با من رفتار نکنید، و گمان مبرید اگر حقی به من پیشنهاد دهید بر من گران آید، یا در پی بزرگ نشان دادن خویشم؛ زیرا کسی که شنیدن حق، یا عرضه شدن عدالت بر او مشکل باشد، عمل کردن به آن، برای او دشوارتر خواهد بود.
پس، از گفتن حق، یا مشورت در عدالت خودداری نکنید، زیرا خود را برتر از آن که اشتباه کنم و از آن ایمن باشم نمی دانم ۱ ، مگر آن که خداوند مرا حفظ فرماید.
پس همانا من و شما بندگان و مملوک پروردگاریم که جز او پروردگاری نیست.
او مالک ما، و ما را بر نفس خود اختیاری نیست. ما را از آنچه بودیم خارج و بدانچه صلاح ما بود در آورد. به جای گمراهی هدایت، و به جای کوری بینایی به ما عطا فرمود.
(از سخنرانیهای امام در صحرای صفین، نهج البلاغه ـ خطبه ۲۱۶)
پی نوشت:
1_ در اینجا حضرت علی(ع) با اینکه معصوم است، خود را برتر از آنکه اشتباه نکند نمی داند و مشورت در امور را لازم می داند.
می پرسند اگر امام، معصوم است چرا می فرماید، خود را برتر از آن که اشتباه کنم نمی دانم؟ دو پاسخ مطرح است. اول آنکه امام(ع) فرمود بدون کمک خدا از اشتباه مصون نمی باشم که خود اثبات عصمت است. دوم امام(ع) در تمام کارهای حکومتی با مشاوران خود مشورت می کرد، و به رای و نظر آنها عمل می کرد. فرمانداری را نصب می کرد و بعدها مشخص می شد که آن شخص لایق نبوده. اینگونه نبود که مشورت نکند یا در همه جا از علم غیب کمک بگیرد.