آوارگان فلسطینی و عرب اکثریت جمعیت سرزمین تاریخی فلسطین از زمان قیمومیت انگلستان بر آن را تشکیل می دهند. مرزهای فلسطین از سواحل دریای مدیترانه تا رود اردن و از خلیج عقبه تا بلندی های جولان در سوریه و لبنان در شمال، امتداد دارد. در جنگ سال 1948م. صهیونیست ها 78 درصد از مساحت فلسطین را برای تشکیل دولت عبری اشغال کردند اما بقیه این سرزمین یعنی کرانه باختری و نوار غزه در سال 1967 به اشغال جنایتکاران صهیونیست در آمد. در آغاز دهه نود به موجب مذاکرات صلح در مادرید و اسلو، شهرها، روستاها و اردوگاه های فلسطین در کرانه باختری و نوار غزه به تشکیلات خودگردان واگذار شد. با این وجود بقیه مناطق فلسطینی تحت اشغال نیروهای اسرائیلی باقی ماند. همچنان مساحات وسیعی از زمین های مسکونی و غیر مسکونی فلسطین در اشغال نظامیان صهیونیست است. ملت فلسطین در قرن بیستم میلادی چندین بار در قالب دسته های مختلفی آواره شده اند. مهم ترین دسته های آوارگان و بزرگ ترین کشتار فلسطینیان به سال های 1947 و 1948 بر می گردد. در جنگ صهیونیستی عربی سال 48، 800.000 و در جنگ سال 1967م. نیز حدود 400.000 و در سال 1991 زمان جنگ دوم خلیج حدود 350.000 هزار فلسطینی (از کویت) آواره شدند. همچنین در نتیجه اقدامات و سیاست های قلدرمآبانه رژيم صهیونیستی از سال 1948 تا 1967 هزاران فلسطینی دیگر آواره شده اند. از جمله این اقدامات و سیاست های غیر انسانی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1ـ مصادره زمین.

2ـ تخریب منازل.

3ـ لغو حقوق شهروندی.

4ـ تبعید.

5ـ سیاست کشورهای همسایه فلسطین و درگیری های مسلحانه در این کشورها.

    بیش تر آوارگان فلسطینی مربوط به سال 1948م. است. جمعیت این آوارگان بیش از 5 میلیون نفر است و دو سوم جمعیت فلسطین را تشکیل می دهد. اگر تعداد آوارگان فلسطینی در سال 1967م. و آوارگان داخل خط سبز (فلسطین اشغالی) را نیز در نظر بگیرم، نزدیک به سه چهارم ملت فلسطین طی 5۷ سال گذشته از خانه و کاشانه شان رانده شده اند. در واقع می توان گفت که در طول تاریخ بشریت آوارگانی مانند فلسطینیان که این همه مدت از سرزمین خود به دور باشند، وجود ندارند. بیش تر آوارگان در کرانه باختری از جمله قدس و نوار غزه یعنی در 100 مایلی محل سکونت قبلی خود (واقع در فلسطین اشغالی) زندگی می کنند. آنها از بازگشت به منازل خود محروم هستند. حکومت های اسرائیلی برای محافظت بر اسرائیل به عنوان دولتی یهودی با بازگشت آوارگان فلسطینی مخالفت می کنند.

دلایل اصلی کوچاندن فلسطینیان

عوامل متعدد و پیچیده ای موجبات کوچاندن دسته جمعی فلسطینیان از وطن خود را فراهم کردند. کوچاندن جمعی فلسطینیان در جریان جنگ عربی صهیونیستی و حتی در زمان هایی که عملاً درگیری وجود نداشت، در نتیجه مخالفت استکبار جهانی و صهیونیست ها با حق ملت فلسطین در تعیین سرنوشت خود صورت گرفت. فلسطین بخشی از منطقه عربی خاورمیانه بود (البته این منطقه نیز تحت کنترل عرب ها نبود بلکه کشورهای بیگانه بر آن سیطره داشتند) و به صورت موقت نیروهای بیگانه تحت پوشش جامعه ملل بر آن حکم می راندند. (در اصل فلسطین جزئی از قلمرو خلافت عثمانی که پس از پایان جنگ جهانی اول از هم پاشید، بود.) وضعیت این چنین ادامه یافت تا این که ملت های منطقه ندای استقلال سر دادند. در سال 1922 جامعه ملل قیمومت فلسطین را به بریتانیا واگذار کرد. فلسطین به علت این که تنها منطقه ای بود که احتمال داشت در اولین فرصت ممکن به استقلال برسد، منطقه الف نام نهاده شد. بر خلاف نظر اداره قیمومیت سازمان ملل مبنی بر اداره امور فلسطین تا زمان استقلال آن، بریتانیا به درخواست جنبش صهیونیسم، دولتی یهودی در فلسطین تشکیل داد. حکومت بریتانیا با توجه به قیمومیت بر فلسطین در سال 1917 برای اولین بار به وسیله "بالفور" (وزیر امور خارجه وقت انگلیس) اجازه تأسیس دولتی یهودی را به یهودیان در سرزمین فلسطین داد. صهیونیست ها نیز از دولت بریتانیا خواستند که برای تسهیل روند تشکیل دولت یهودی در فلسطین موجبات مهاجرت یهودیان و احداث شهرک های صهیونیست نشین را فراهم کند. اما بریتانیا حقوق اکثریت ساکنان عرب و فلسطینی این سرزمین را به رسمیت نمی شناخت. انگلستان به حقوق سیاسی از جمله حق تعیین سرنوشت فلسطینیان توجه نمی کرد. در آغاز سال 1947 بریتانیا تصمیم خود را برای عقب نشینی از فلسطین پس از دو دهه به اطلاع جامعه ملل رساند. علی رغم این که جامعه ملل استقلال مشروط فلسطین را به رسمیت شناخت اما مجمع عمومی کمیته ویژه ای جهت جلب نظر کشورها در خصوص آینده فلسطین تشکیل داد. شماری از کشورهای عربی از جمله کشورهایی که قبلاً تحت قیمومیت قدرت های بزرگ بودند، درخواست های متعددی مبنی بر کسب نظر دادگاه بین المللی لاهه در خصوص تعهدات قانونی جامعه ملل در به رسمیت شناختن فلسطین به مجمع عمومی ارسال کردند. مجمع عمومی با اکثریت آرا با این درخواست ها مخالفت کرد.

در نوامبر 1947م. مجمع عمومی جامعه ملل بر اساس نظر اکثریت اعضای کمیته ویژه بررسی حقایق، قطعنامه شماره 181 را صادر کرد. به موجب این قطعنامه فلسطین به دو بخش جداگانه یهودی و عربی تشکیل شد. علی رغم مخالفت اکثریت ساکنان فلسطین، درخواست تقسیم این سرزمین مورد موافقت جامعه ملل قرار گرفت. جامعه ملل همچنان به اجرای این قطعنامه ادامه داد، بدون این که رغبتی به بررسی این مسأله از لحاظ قانونی و در نظر گرفتن محدودیت این طرح داشته باشد. اختلافات و مناقشاتی نیز در این خصوص وجود داشت. برخی معتقد بودند که محتوای قطعنامه 181 ظالمانه و غیر منصفانه است. بر اساس این قطعنامه 56 درصد سرزمین تاریخی فلسطین به یهودیان داده شد. این در حالی بود که در آن زمان یهودیان تنها یک سوم جامعه فلسطین را تشکیل می دادند و تنها 7 درصد از این سرزمین را در اختیار داشتند. شکست این طرح جامعه ملل و جنگ 1948 ناشی از آن موجبات آواره شدن 80.000 فلسطینی از حدود 531 شهر، شهرک و روستا را فراهم کرد. دولت عبری پس از تشکیل در سال 1948 با بازگشت آوارگان به منازل خود واقع در قلمرو این دولت مخالفت کرد. پس از 20 سال شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه 242 را صادر کرد و در آن از اسرائیل خواست که از اراضی اشغالی 1967 از جمله قدس شرقی، کرانه باختری، نوار غزه و دیگر زمین های عربی عقب نشینی کند. حدود 400 هزار فلسطینی از جمله هزاران آواره جنگ 1948 در نتیجه جنگ 1967 دوباره آواره شدند. اسرائیل با بازگشت آنها نیز مخالفت کرد. اراضی اشغالی 1967 حدود 22 درصد مساحت تاریخی فلسطین را شامل می شود که سازمان ملل بر حق فلسطینیان در تعیین سرنوشت خود در این مناطق تأکید می کند. به عنوان مثال قطعنامه شماره 3236 مجمع عمومی مصوب سال 1974م. حق انکارناپذیر فلسطینیان در تعیین سرنوشت خود و حق مشروع بازگشت آوارگان به خانه و کاشانه شان را به رسمیت شناخته است؛ آوارگانی که در نتیجه اقدامات سرکوبگرانه دولت عبری و نقض آشکار حقوق بشر از دیار خود رانده شدند.

 

نقشه فوق اشغال سرزمین فلسطین توسط صهیونیست های عموما" مهاجر، از سال 1946 تا سال 2000 را نشان می دهد . قسمت سبز سرزمین های در اختیار مردم فلسطین و قسمت سفید  مناطق در کنترل و اشغال یهودی هاست .   

در جریان جنگ سال 1948 هزاران فلسطینی به دست شبه نظامیان صهیونیست آواره شدند و پس از تأسیس دولت یهودی نیز صدها هزار نفر دیگر در چارچوب سیاست های ددمنشانه این دولت که با ساده ترین اصول قوانین بین المللی در تضاد است، به مناطق و کشورهای دیگر تبعید شدند. این سیاست ها در قالب حملات نظامی مستقیم به غیرنظامیان (از جمله اماکن مسکونی آوارگان)، کشتار سازمان یافته، سلب و نهب و تخریب دارایی ها و روستاهای فلسطینیان اجرا می شد. نیروهای نظامی اسرائیل برای جلوگیری از بازگشت آوارگان فلسطینی به مناطق تحت اشغال دولت عبری، آنها را به رگبار می بستند و از این طریق شمار زیادی از آنها را به شهادت رساندند و به این اقدام جنایتکارانه خود تا هنگام امضای توافق نامه آتش بس در سال 1949م. میان اسرائیل و کشورهای عربی مجاور ادامه دادند. رژيم صهیونیستی در سال های بعد قوانینی در مورد حقوق شهروندی و تابعیت وضع کرد که تأثیر زیادی در روند مخالفت با بازگشت آوارگان به وطنشان بر جای گذاشت. همچنین رژيم اشغالگر قدس یک سری قوانین تحت عنوان "املاک متروکه" برای مصادره مستغلات آوارگان تصویب کرد.

از سوی دیگر، در نتیجه این اقدامات ناقض کلیه قوانین بین المللی در حق فلسطینیان در جریان جنگ عربی صهیونیستی سال 1967م. هزاران فلسطینی دیگر آواره شدند. همچنین نظامیان صهیونیست با تخریب روستاهای مجاور خطوط آتش بس، ساکنان این روستاها را از خانه و کاشانه خود بیرون راندند. این روستاها و مناطق عبارت بودند از: عمواس، یالو، بیت نوبا در منطقه اللطرون و محله مراکشی ها در قدس اشغالی. غیرنظامیان فلسطینی که از مناطق مسکونی خود در مجاورت با خطوط آتش بس رانده می شدند، هدف بمباران هواپیماهای جنگی اسرائیل قرار می گرفتند و تعدادی از آنها با چندین دستگاه اتوبوس رژيم صهیونیستی به خارج از کرانه باختری انتقال یافتند. در بیش تر اوقات، مردان فلسطینی به امضای اسنادی مبنی بر ترک داوطلبانه فلسطین مجبور می شدند. نیروهای صهیونیست در سال 1948م. غیرنظامیان فلسطینی از جمله زنان و کودکان را که با عبور از مرز در صدد بازگشت به منازل خود در اراضی اشغالی 1967م. بودند، به رگبار بستند. همچنین عوامل ذیل باعث شدند که فلسطینیان چندین بار مزه تلخ آوارگی را بچشند:

1ـ درگیری حکومت اردن با سازمان آزادی بخش فلسطین در سال 1970م.

2ـ جنگ داخلی.

3ـ مداخله نظامی اسرائیل در لبنان در دهه هشتاد میلادی.

4ـ جنگ دوم خلیج در سال 1991م.

5ـ کشتار هزاران فلسطینی بی گناه در اردوگاه های صبرا و شتیلا در بیروت به دست شبه نظامیان مسیحی همپیمان با اسرائیل.

*منبع: مرکز اطلاع رسانی فلسطین.