یک اردوی جهادی دانشجویی
یه حس خاصی داره، فرقی نمی کنه که کی هستی. یه حس سبک شدن ...
تا حالا شده به افرادی فکر کنی که با سختی زندگی می کنن؟ افرادی که سقف خونشون ریخته؟ یا اونایی که اصلا سقفی ندارن که بریزه؟ مادری که مجبوره برای خرج زندگیش بره شهر کار کنه؟ و مسئولینی که مات و مبهوت مشکلاتن و نمی دونن چیکار کنن؟
می دونی؛ واقعا حس خوبی داره وقتی یه مادری که هشت تا بچه یتیم داره میاد میگه : « خدا خیرتون بده ...»
ما می خواهیم یه کمی از دِینمونو به ولی نعمتامون ادا کنیم. بریم ببینیم اینجور آدما چه جوری زندگی می کنن.
می ریم تا چیزایی رو ببینیم که تا حالا باور نمی کردیم وجود داره. می ریم تا بدونن هنوز کسایی به فکر اونا هستن. باور کنید اینجور جاهاست که آدم می تونه حس کنه کمک به ضعفا چه لذتی داره ...
ما دنبال این هستیم؛ دنبال کمک کردن به خودمون که از همه ضعیف تریم. و وقتی به این هدف رسیدیم، باور کنید لذتی داره که هیچ وقت و هیچ جا نظیرشو درک نکردید ...
پس اگه با ما همسفر می شید، یا علی ...
***
گزارش تصویری/ نخستین اردوی جهادی دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه صنعتی امیر کبیر

کودکی در میان خرابه های روستا

پیرزنی از اهالی روستا در کنار محل اسکان

پیرمردی از اهالی روستا در چادر های اسکان

برو بچه های محرومیت زدا!
خدمات رسانی در روستا
دانشجویان زحمت کش در حال بیل و کلنگ زنی برای ساختن پی ساختمان
تخلیه مصالح ساختمانی

*با تشکر از محمد ـ یکی از دانشجویان دانشگاه صنعتی امیر کبیر ـ که این تصاویر را در اختیار ما قرار داد.
به نام خالق لوح و قلم