یادی از امام جمعه فقید یزد، آیت الله سید روح الله خاتمی
از سپیده دم طلوع خورشید دین تا به امروز در سایه هدایت و تربیت بزرگ مربی بشر حضرت خاتم الانبیا محمد مصطفی(ص) و اولاد اطهرش، ستارگان درخشانی در آسمان دنیا ظاهر و نور هدایت و معنویت را به سوی همنوعان خود تابانیده اند.
آیت الله خاتمی یکی از چهره های پرفروغ و ستارگان درخشانی است که پس از چند سال از رحلت جانسوزش هنوز دلها با نام و یاد او سرسبز است. بزرگ مردی که همواره با بالهای تواضع به درگاه و بارگاه کبریایی حق زانو می زد و پیشانی را بر خاک می سائید و در خلوتهای روزانه و شبانه اش دروازه های نور را با کلید دعا و نیایش به روی خود می گشود، دل را با یاد خدا شتسشو و روح و جان را با عبادت و عبودیت غبارروبی می کرد، چشمه زلالی که گلستان محبت را آبیاری و گلها را جان می داد.
آبشار زیبایی که از کوه بلند ایمان و تقوا به دشتهای کویری دلها جاری می شد و گلهای عشق و امید می رویاند.
او گلی بود بر چمن سرسبز گلستان دین، گل ریحانه، گل نرگس، گل بنفشه و شقایق و در یک کلام گلی سرخ و زیبا و معطر بنام گل محمدی(ص).
دلی به صفای ایمان داشت و چهره ای به طراوت صبح، نیایش های شبانه اش رنگ خوف و خشیت داشت. تابندگی او مظهر بندگیش بود. او گنجی بود برای گرسنگان و چشمه ای بود برای تشنگان، سینه اش حرمسرای رازداران و عشقش برترین عشقها، و حقیقتاً در و گوهری بود که سنگینی آن به پیمانه نمی آمد.
آبشار کلامش وقتی بر دشتهای تشنه جانها جاری می شد سبزه و گل می رویاند. شکل پذیر از حرفها و رنگ پذیر از رفتارها نبود.
عقل و تدبیر و درایت در او موج می زد. بسیار شجاع بود و در روزهای سخت قبل و بعد از انقلاب در تلاطمهای شدید وعصیان امواج ، دلهای نگران مسافران کشتی را آرامش می داد.
مظهر وفاق بود و مشعل هدایت، باب مشورت را همواره به روی مردم باز می گذاشت. حریت و آزادگی، سعه صدر، وسعت دید، قدرت تحمل و شتابزده عمل نکردن و ساده زیستی از ویژگی های دیگر آن عالم پارسا بود. در میان سجایای اخلاقیش خلوص او درخشش خاص داشت. اسراف نمی کرد و اسراف کاران را تذکر می داد. انس با کتاب و مطالعه ساعاتی از وقت او را به خود اختصاص می داد. مردم یار بود و مردم دوست و طبیبی حاذق و درد آشنا.
به رزمندگان، جادگران، ایثارگران، جانبازان و شهدای عزیز عشق می ورزید و در ارادت بیانی، کلامی و عملی اش آنرا به نمایش می گذاشت. در سفرهای گروهی و جمعی متواضعانه یکی از امورات را متقبل و بیشتر به آشپزی می پرداخت.
به کشاورزی و دامداری هم علاقه خاص داشت. اهل دل بود و صداقت را معیار ارزشیابی می دانست.
از گفتگوهای تملق آمیز و ستایشگرانه، تعریف و تمجیدهای بیجا، چرب زبانی ها، چاپلوسی ها، خودشیرینی ها و قربان صدقه رفتنها و نیز ارادتهای مریدان بی اراده به شدت بیزار بود.
خوش فکر بود و خوش سلیقه و به جوانان عمیقا بها می داد. دریادل بود و با افتادن هر سنگ حادثه ای، موج بر نمی داشت چرا که کشتی دل وقتی در ساحل ایمان لنگر اندازد دیگر هیچ طوفانی آن را به این سو و آن سو نمی کشد.
گنج را باید استخراج و گنجینه را باید گشود. پس از سالها فراق و جدایی باز هم حرف دلمان این است: خاتمی عزیز «بارانی از شکوفه و گل بودی و دریغ، بی بهره ماندم از تو که دامن نداشتم».
و در کلامی دیگر می گویم:
شب است و بازهم «مهتاب» تنها همدم دلهاست.
روحش شاد.
منبع: روزنامه جمهوری اسلامی
به نام خالق لوح و قلم