به مناسبت شهادت صادق آل محمد(ع)
ضمن عرض تسلیت به مناسبت سالروز شهادت صادق آل محمد (ع) به شما خوانندگان گرامی، حدیثی از آن حضرت در باب ترس از مرگ و تفسیر آن در پی می آید. امید است که بهره ی کافی و وافی را از این گفتار ببریم.

حضرت صادق سلام الله علیه فرمود:
« مردی به سوی ابی ذر آمد؛ پس گفت: "ای ابی ذر، چیست ما را که مرگ را کراهت داریم؟" فرمود: "برای اینکه شما تعمیر کردید دنیا را و خراب کردید آخرت را، پس کراهت دارید که منتقل شوید از آبادان به سوی خرابه." پس گفت به او: " چگونه می بینی وارد شدن ما را بر خدا؟" فرمود: "اما نیکوکاران از شما مثل غایب وارد شود بر اهلش؛ و اما بدکار از شما مثل بنده گریزانی که برگردانده شود به سوی مولایش." گفت: "پس چگونه می بینی حال ما را پیش خدا؟" فرمود: "عرضه دارید اعمال خود را بر قرآن، همانا خداوند می فرماید: «همانا نیکویان در نعمتها هستند، و همانا بدان در جهنم اند». حضرت فرمود آن مرد گفت: "پس کجاست رحمت خدا؟" گفت: "رحمت خدا نزدیک است به نیکوکاران."»
شرح حدیث:
بدان که مردم در کراهت داشتن موت و ترس از آن بسیار مختلف هستند و مبادی کراهت آنها مختلف است. و آنچه را که حضرت ابی ذر، رضوان الله تعالی علیه، بیان فرمودند حال متوسطان است؛ و ما اجمالا حال ناقصین و کاملین را بیان می نماییم.
پس، باید دانست که کراهت ما مردم را و خوف ما ناقصان از آن، برای این است که انسان به حسب فطرت خدا داد و جبلت اصلی، حب بقا و حیات دارد [و] متنفر است از فنا و ممات. و این متعلق است به بقای مطلق و حیات دائمی سرمدی؛ یعنی، بقایی که در آن فنا نباشد و حیاتی که در آن زوال نباشد. بعضی از بزرگان با همین فطرت اثبات معاد می فرمودند به بیانی که ذکر آن اکنون خارج از مقصد ماست. و چون در فطرت انسان این حب است و آن تنفر، آنچه را که تشخیص بقا در آن داد و آن عالمی را که عالم حیات دانست، حب و عشق به آن پیدا می کند، و از عالم مقابل آن متنفر می شود. و چون ما ایمان به عالم آخرت نداریم و قلوب ما مطمئن به حیات ازلی و بقای سرمدی آن عالم نمی باشد، از این جهت علاقمند به این عالم و گریزان از موت هستیم به حسب آن فطرت و جبلت. و ادراک و تصدیق عقلی غیر از ایمان و طمأنینه قلبی است. ماها ادراک عقلی یا تصدیق تعبدی داریم به اینکه موت _ که عبارت از انتقال از نشئه نازله مظلمه ملکیه است به عالم دیگر که عالم حیات دایمی نورانی و نشئه باقیه عالیه ملکوتیه است _ حق است؛ اما قلوب ما از این معرفت حظی ندارد و دلهای ما از آن بی خبر است. بلکه قلوب ما اِخلاد به ارض طبیعت و نشئه ملکیه دارد و حیات را عبارت از همین حیات نازل حیوانی ملکی می داند، و برای عالم دیگر که عالم آخرت و دار حیوان است حیات و بقایی قائل نیست. از این جهت، رکون و اعتماد به این عالم داریم و از آن عالم فراری و خائف و متنفر هستیم. این همه بدبختیهای ما برای نقص ایمان و عدم اطمینان است. اگر آن طوری که به زندگانی دنیا و عیش آن اطمینان داریم و مومن به حیات و بقای این عالم هستیم، به قدر عُشر آن به عالم آخرت و حیات جاویدان ابدی ایمان داشتیم، بیشتر دل ما متعلق به آن بود و علاقمند به آن بودیم و قدری در صدد اصلاح راه آن و تعمیر آن بر می آمدیم؛ ولی افسوس که سرچشمه ایمان ما آب ندارد و بنیان یقین ما بر آب است؛ ناچار خوف ما از مرگ از فنا و زوال است. و علاج قطعی منحصر آن وارد کردن ایمان است در قلب به فکر و ذکر نافع و علم و عمل صالح.
و اما خوف و کراهت متوسطین، یعنی آنهایی که ایمان به عالم آخرت ندارند، برای آنست که وجهه قلب آنها متوجه به تعمیر دنیاست و از تعمیر آخرت غفلت ورزیدند؛ از این جهت میل ندارند از محل آبادان معمور به جای خراب منتقل شوند؛ چنانچه حضرت ابی ذر، رضی الله عنه، فرمود. و این نیز از نقص ایمان و نقصان اطمینان است، والا با ایمان کامل ممکن نیست اشتغال به امور دنیّه دنیویه و غفلت از تعمیر آخرت.
بالجمله، این وحشتها و کراهت و خوفها برای نادرستی اعمال و کجرفتاری و مخالفت با مولاست، والا اگر مثلا حساب ما درست بود و خود ما قیام به محاسبه خود کرده[بودیم] وحشت از حساب نداشتیم؛ زیرا که آنجا حساب عادلانه و مُحاسب عادل است، پس ترس ما از حساب از بدحسابی خود ما است و از دغل بودن و دزدی، [نه] از محاسبه است.
و اما حال کمّل و مومنین مطمئنین، پس آنها کراهت از موت ندارند گرچه وحشت و خوف دارند. زیرا که خوف آنها از عظمت حق تعالی و جلالت آن ذات مقدس است؛ چنانچه رسول خدا، صلی الله علیه و آله، می فرمود: فاین هول المطلع! و حضرت امیر المومنین، سلام الله علیه، در شب نوزدهم وحشت و دهشت عظیمی داشت، با آنکه می فرمود: « به خدا قسم که پسر ابوطالب به مرگ مأنوستر است از بچه به پستان مادرش.» بالجمله، خوف آنها از امور دیگر است؛ مثل خوف ما پابستگان به آمال و امانی و دل دادگان به دنیای فانی نیست.
و قلوب اولیاء نیز در کمال اختلاف است که در تحت احصا و رشته تحریر نیاید.
به نام خالق لوح و قلم