نظریات جالب امام خمینی درباره حکومت "ولی فقیه"

« هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیما دربرابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح کند و به او انتقاد کند و او باید جواب قانع کننده بدهد و در غیر این صورت، اگر بر خلاف وظایف اسلامی خود عمل کرده باشد _ خود به خود _ از مقام زمامدرای معزول است و ضوابط دیگری وجود دارد که این مشکل را حل می کند. » (۱)
امام اصولا از همان ابتدا ولایت فقیه را توام با رای مردم می دیدند، زیرا مدام جملاتی را به زبان آورده اند که نظریات مردم را بر همه چیز حتی نظر خود ـ به عنوان یک ولی فقیه ـ ترجیح داده اند و مقبولیت مردمی رهبر را معیار بر مشروعیت او قرار داده اند:
«ما بناي بر اين نداريم كه يك تحميلي به ملتمان بكنيم . و اسلام به ما اجازه نداده است كه ديكتاتوري بكنيم . ما تابع آراي ملت هستيم . ملت ما هر طور راي داد ما هم از آنها تبعيت مي كنيم . ما حق نداريم . خداي تبارك و تعالي به ما حق نداده است ، پيغمبر اسلام به ما حق نداده است كه ما به ملتمان يك چيزي را تحميل بكنيم . بله ممكن است گاهي وقتها ما يك تقاضايي از آنها بكنيم ؛ تقاضاي متواضعانه ، تقاضايي كه خادم يك ملت از ملت مي كند. » (۲)
« ... اگر ما فشار آورديم به اينكه آقا راي بدهيد ، حتما بايد به اين مسئله راي بدهيد آن وقت البته هم به ما اشكال است هم به آنها. اما اگر به دست مردم داديم و گفتيم آقا مسئله اين مسئله است ... شمايي كه خلاف اين را مي گوييد ديكتاتور هستيد و مي خواهيد به ما تحميل بكنيد. ديكتاتوري اين است كه برخلاف مسير ملت ، برخلاف راي ملت ، يك چيزي به زور گردن ملت بگذارند. » (3)
امام حتی با کوچکترین خطای رهبری، ولایت او را ساقط می دانند:
«اگر فقیهی یک مورد دیکتاتوری بکند، از ولایت می افتد.» (4)
این معنا چندبار دیگر در کلامشان آمده است تا حکم بودن آن مورد تردید قرار نگیرد:
« فقیه نمی خواهد به مردم زورگویی کند، اگر یک فقیهی بخواهد زورگویی کند این فقیه دیگر ولایت ندارد» (5)
امام آینده نگری عجیبی داشتند و حتی رهبری بعدی خود را نصیحت نیز کرده اند و کوچکترین لغزش او را ننگ ابدی دانسته اند:
« وصیت اینجانب به رهبر و شورای رهبری ... آن است که خود را وقف در خدمت اسلام و جمهوری اسلامی و محرومان و مستضعفان بنمایند و گمان ننمایند که رهبری فی نفسه برای آنان تحفه ای است و مقام والائی، بلکه وظیفه سنگین و خطرناکی است که لغزش در آن اگر خدای نخواسته با هوای نفس باشد ننگ ابدی در این دنیا و آتش غضب خدای قهار در جهان دیگر در پی دارد.» (6)
پاورقی:
1_ صحیفه امام جلد 5، ص 409
2_ صحيفه امام ؛ ج 11 ، ص 34
3_ صحيفه امام ؛ ج 9 ، ص 528
4_ کلمات قصار، پندها و اندرزها، ص 119
5_ همان
6_ وصیتنامه سیاسی الهی.
به نام خالق لوح و قلم